مرتبط با :
داشتم توی اتاق مشق مینوشتم . کارم که تموم شد ، کیف و دفترم را جمع کردم . ولی یادم رفت که دوات را هم بردارم . دوات برگشت و مرکب آن روی فرش ریخت .
مامانم آمد تا مرا ، برای کار بدی که کرده بودم ، تنبیه کند .
فرار کردم . من دویدم و مامانم دوید .
ادامه را در ادامه مطلب بخوانید :
عاقبت ، مامانم مرا گرفت . ولی تا خواست کتکم بزند ، دید پشت شلوارم پاره است .
گفت : همین جا باش تا بروم سوزن و نخ بیاورم و شلوارت را بدوزم .
من همان جا ایستادم . مامانم رفت و سوزن و نخ آورد . اول شلوارم را دوخت .
بعد هم با دقت ، زیادی نخ را با قیچی برید .
آن وقت ، کارش که تمام شد ، مرا برای کار بدی که کرده بودم تنبیه کرد .
مامانم همیشه می گوید : هر کار به جای خودش !!!
برگرفته از کتاب داستان های من و بابام
لینک های مرتبط :
داستان من و خاله میترالینک های مرتبط :
داستان لز من و مامان زن همسایهلینک های مرتبط :
داستانهای مامانی: خاله و خواهرلینک های مرتبط :
داستان من و مامان زن خاله. لحظه های بی ... داستان خاله با زن دایی دانلود داستان من و خاله میترا مجانی داستان سكس من با خاله
برچسب ها :
داستان من و خاله میترا-داستان من و مامان داستان من و خالم-داستان زن دایی-داستان زن عمو طاهره-داستان من و بابا-داستان خواهر-